گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی،با قلم نقش حبابی بر لب دریاکشید، گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش ،عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید، گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن، در بیابان بلا تصویری از سقا کشید، گفتمش سختی و درد و آه گشته حاصلم، گریه کرد آهی کشید و زینب کبری کشید!
چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی روقلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه ونفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری........
چقدر سخته که دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده........
چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش چیزی بجز سلام نتونی بگی........
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی لبخند بزنی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری........
چقدر سخته گل آرزوهاتو توی باغچه دیگری ببینی وهزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک!!!!!!.....